دوباره بعد از مدتها دارم میام .این بار هم میخوام مطالب عاشقانه بذارم هم کمی از احساساتم و بنویسم واسه کسی که میدونم هیچ وقت این صفحه رو نخواهد دید و اگه دوست داشتید بهم راه حلی بگین تا شاید .... میخوام همه مشکلات عشقیمون رو اینجا با هم در میان بذاریم و به هم کمک کنیم.



سامان دیوانه وار دوستت دارم... تو قشنگترین اشتباه زندگیمی ... دلم برات یه ریزه است :(

نوشته شده توسط آرام در دوشنبه سوم مرداد 1390 ساعت 21:38 | لینک ثابت |


 

من نه عاشق هستم و نه محتاج نگاهی که بلغزد بر من.من خودم هستم و یک حس غریب که به صد عشق و هوس می ارزد.من نه عاشق هستم نه دلداده به گیسوی بلند و نه آلوده به افکار پلید.من به دنبال نگاهی هستم که مرا از پس دیوانگی ام میفهمد

 

 

سعی نکن بفهمی کدوم ستاره قشنگ تره . سعی کن بفهمی پيش کی قشنگ ترين ستاره ای

 

 

زندگی مثل یه پل قدیمیه! به این فکر نکن که اگه تنها ازش بگذری دیرتر خراب میشه به این فکر کن که اگه افتادی یکی باشه که دستتو بگیره

all i want is you

نوشته شده توسط آرام در سه شنبه بیست و دوم تیر 1389 ساعت 21:32 | لینک ثابت |

تولدت مبارک داداش گلم
تولدت مبارک

 

 

Tavalodet Mobarak

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

امروز خدا یک گل به زمین هدیه داد
زمین اون گل رو به دست سرنوشت داد
و سرنوشت اون گل رو تو قلب من کاشت
تا باغچه خالی قلبم جایگاه یه گل باشه

گل نازم داداشه جیگرم تولدت مبارک

 

همیشه عاشق تو خواهرت آرام

نوشته شده توسط آرام در چهارشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1389 ساعت 1:21 | لینک ثابت |

love poems with photo
نوشته شده توسط آرام در سه شنبه چهارم فروردین 1388 ساعت 13:22 | لینک ثابت |

معذرت خواهی
سلام بر همه شما دوستان عزیزم.

اول از همه سال جدید را به همه شما عزیزانم تبریک میگم با این حال یه روز دیر کردم.

و برای همه شما خوبانم سالی خوب و پر از موفقیت و خوبی و سر فرازی آرزو مندم.

و امیدوارم همه شما به آرزوهایتان بزسید و هرچی خوبیست برای شماها باشد.

و معذرت میخوام واسه غیبت طولانی که داشتم.

من سال پیش واقعا" سال خیلی سختی رو پشت سر گذاشتم . ولی امیدوارم سال بعدی مشکلاتم کمتر باشه و من بیشتر بهتون سر بزنم و با هم باشیم.

و در آخر بازم سال نوتون مبارک

نوشته شده توسط آرام در شنبه یکم فروردین 1388 ساعت 11:32 | لینک ثابت

سال نو مبارک عزیزانم
نوشته شده توسط آرام در شنبه یکم فروردین 1388 ساعت 11:14 | لینک ثابت |

تبریک
میلاد امیر المومنین علی (ع)  مولود کعبه بر همه شیعیان جهان و شما دوستان عزیزم تبریک و تهنیت باد.

                                                                             و

روز پدر بر همه ی ماه های تابان خانه ها به خصوص پدر گل خودم که جاش خالیه تبریک می گویم.

و اینم تقدیم به بابای خوووودم 

                                                  پدر عشق دخترش

                                                                           دختر عاشق کاراش

نوشته شده توسط آرام در سه شنبه بیست و پنجم تیر 1387 ساعت 23:1 | لینک ثابت

شنيدم ( از مریم حیدر زاده ) و ...

شنديم مي خواي بري باز من و تنها بذاري
هرچي ياد و خاطره ست پشت دلت جا بذاري
شنيدم گفتي نگاهش واسه چشمام عاديه
هر چيزي حدي داره محبتاش زياديه
شنيدم يه مدتي مي خواي ازم دوري کني
اينه رسمش که با اين ديوونه اينجوري کني
شنيدم همين روزا بازم مي خواي بري سفر
بسلامت ! عزيزم اما همينجور بي خبر
شنديم خسته شدي از بازياي سرنوشت
نکنه اينبار ديگه بي من مي خواي بري بهشت
شنيدم گفتي که سرنوشتمون دست خداست
اما تو خوب مي دوني حسابت از همه جداست
شنيدم گفتي بايد برم سراغ زندگيم
شنيدم گفتي با اينکه خيلي چيز يادم داده
نمي دونم چي شده از چش من افتاده
شايدم تموم اين شنيدنيها شايعه ست
از تو اما نمي پرسم گفته باشي فاجعه ست 

 

سلام دوستای عزیز و همیشه مهربون خودم خوبید خوشید بدون ما خوب داشتید حال می کردیدا . ببخشید چند وقتی نبودم mother board کامیوترم سوخته بود

با این آ امدم بالا ولی میخوام دیگه یه خورده تغییر ایجاد کنم و مریم جان و کمی راحتش بزارم تا نفسی بگیره و دوباره از وجود عزیزش استفاده کنیم

دوستتون دارم خوش باشید بیاین دوباره تا بیام

نوشته شده توسط آرام در جمعه بیست و یکم تیر 1387 ساعت 15:13 | لینک ثابت |

در خواست
سلام دوستان گرامی و همراه همیشگی من

ازتون در خواستی داشتم می خواستم من و وبلاگمو همیاری کنید

این ماه ( خرداد ) وبلاگ من در مسابقه بهترین وبلاگ ماه شرکت کرده

اگه منو و سایتمو دوست دارید به این سایت http://night-skin.com/topblog/ برید و سایت منو به نام تک مکانیک قلبهای تصادفی   www.asheghane220.blogfa.com  رو البته اگه لیاقت رای دادن رو داره انتخاب کنید

در ضمن هر نفر فقط یک بار می تونه رای بده ولی در همان یک بار می تونه چند وب سایتو انتخاب کنه

امیدوارم مثل همیشه به یاد من باشید

نیازمند همیاری شما : آرام و وبلاگ به نام تک مکانیک قلبهای تصادفی 

موفق باشید

یا علی

بای

 

نوشته شده توسط آرام در چهارشنبه یکم خرداد 1387 ساعت 17:13 | لینک ثابت


 سلام دوستان من دوباره امدم ببخشید نبودم و نتونستم پپیشتون بیام و از حالا دوباره آرام امده بیاین تا بیام

راستی اینو دارم دیر میگم اما خوب هم من تازه متوجه شدم هم تازه امدم

پیروزی تیم پرسپولیس و قهرمان شدنشو به همه پرسپولیسیها تبریک و به بقیه تسلیت عرض می کنم

و شعر زیبای پرسپولیس برای پرسپولیسیها

 پرسپولیس قهرمان میشه

 خدا میدونه که حقشه

  به لطف یزدان و بچه ها

 پرسپولیس قهرمان میشه

 پرسپولیس قهرمان میشه

 


 

و حالا دوباره شعری از مریم جان

 

نشد یه قصری بسازم پنجرهاش ابی باشه
نشد یه قصری بسازم پنجرهاش ابی باشه
من باشم و اون باشه و یک شب مهتابی باشه
نشد یه جا بمونه و آخر بشه ماله خودم
حتی یه بار یادش نموند ماه و روز تولدم
با همه التماس من نشد دیگه نره سفر
شعرام بجز اون روی هر دیوونه ای گذاشت اثر
نشد برم بغل بغل واسش شقایق بچینم
نه این که من نخوام برم نزاشت گلهارو ببینم
نشد همه دعا کنن همیشه اون باشه پیشم
یکی میگفت خواب دیده که اون گفته عاشقش میشم
اما نشد ، اما نشد قسمت ما یه لحظه ی روشن و خوش
پیغام واسش فرستادم بیا بازم منو بکش
نسد که نشکنه بازم این چینی شکستنی
هیچ جای دنیا ندیدم هیچ جای دنیا ندیدم
عجب چشای روشنی
باور نکرد یه موژشو به صدتا دریا نمیدم
یه تار مو خواستم نداد گفت به تو دنیا نمیدم
راست میگه هر چی اون بگه راست میگه هر چی اون بگه
من کجا و دیوونگی
چه جوری به حرفش گوش کنم
اون گفت بچسب به زندگی
خلاصه آخرش نشد ما گل سرخ رو بو کنیم
اون گفت برو که بتونیم خوب حفظ آبرو کنیم
نشد یه بار برسم به آرزوهای محال
یه خاطره مونده برام با یه سبد میوه کال
نشد منم واسه یه بار به آرزوهام برسم
گذشته کار از کارمون
دیر شده به خدا قسم
نشد به موقع این کویر ابری بشه بارون بگیره
نشد خودش آینه که هست بیاد و شمعدون بگیره
نشد بپاچم زیر پاش عطر گل محمدی
نشد بهم جواب بده
حتی بهم بگه بدی
نشد دوستت دارم بگه
به من که نه به دیگری
نشد یه بارم رد بشه
از روی شعرا سرسری
نشد یه کاری بکنه
که بدونم دوستم داره
آتیش گرفتم و یه بار
نگام نکرد بگه آره
نشد یه بار حرف بزنه
نزاره پای سرنوشت
نشد یه شب نگم خدا الهی که بره بهشت
نشد بشه یه بار واسش یه فال حافظ نگیرم
نشد تو رویاهام براش روزی هزار بار نمیرم
نشد بره
نشد نره
نشد بخواد
نشد بیاد
نشد ولی
شاید بشه
واسم دعا کنید
زیاد
از شما پنهون نکنم
یه حرفهایی بهم زده
گفته همین روزا میاد
اما هنوز نیومده
قصه داره تموم میشه
مثل تموم قصه ها
فقط واسم دعا کنید
اول خدا بعدا شما
قصه داره تموم میشه
مثل تموم قصه ها
فقط واسم دعا کنید
اول خدا بعدا شما
 
 

 
  و ایام فاطمیه رو به همه دوستان و مسلمانان تسلیت عرض میکنم.
 
 
نوشته شده توسط آرام در سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1387 ساعت 23:50 | لینک ثابت |

و بعد از رفتنت

شبي از پشت يك تنهايي نمناك و باراني ترا با لهجه گلهاي نيلوفر صدا كردم
تمام شب براي با طراوت ماندن باغ قشنگ آرزوهايت دعا كردم
پس ازيك جستجوي نقره اي در كوچه هاي آبي احساس
تو را از بين گلهايي كه در تنهايي ام روييد با حسرت جدا كردم
و تو در پاسخ آبي ترين موج تمناي دلم گفتي
دلم حيران و سرگردان چشماني است رويايي
و من تنها براي ديدن زيبايي آن چشم
تو را در دشتي از تنهايي و حسرت رها كردم
همين بود آخرين حرفت
و من بعد از عبور تلخ و غمگينت
حريم چشمهايم را بروي اشكي از جنس غروب ساكت و نارنجي خورشيد وا كردم
نمي دانم كه چرا رفتي
نمي دانم چرا شايد خطا كردم
و تو بي آن كه فكر غربت چشمان من باشي
دانم كجا تا كي براي چه
ولي رفتي و بعد از رفتنت باران چه معصومانه مي باريد
و بعد از رفتنت يك قلب دريايي ترك برداشت
و بعد از رفتنت رسم نوازش در غمي خاكستري گم شد
و گنجشكي كه هر روز از كنار پنجره با مهرباني دانه بر مي داشت
تمام بال هايش غرق در اندوه غربت شد
و بعد از رفتن تو آسمان چشمهايم خيس باران بود
و بعد از رفتنت انگار كسي حس كرد من بي تو تمام هستي ام از دست خواهد رفت
كسي حس كرد من بي تو هزاران بار در هر لحظه خواهم مرد
كسي فهميد تو نام مرا از ياد خواهي برد
و من با آنكه مي دانم تو هرگز ياد من را با عبور نخواهي برد
هنوز آشفته چشمان زيباي توام
برگرد
ببين كه سرنوشت انتظار من چه خواهد شد
و بعد از اين همه طوفان و وهم و پرسش و ترديد
كسي از پشت قاب پنجره آرام و زيبا گفت
تو هم در پاسخ اين بي وفايي ها بگو در راه عشق و انتخاب آن خطا كردم
و من در حالتي ما بين اشك و حسرتو ترديد
كنار انتظاري كه بدون پاسخ و سردست
و من در اوج پاييزي ترين ويراني يك دل
ميان غصه اي از جنس بغض كوچك يك ابر
نمي دانم چرا شايد به رسم و عادت پروانگي مان باز
براي شادي و خوشبختي باغ قشنگ آرزوهايت دعا كردم

نوشته شده توسط آرام در پنجشنبه نوزدهم اردیبهشت 1387 ساعت 20:28 | لینک ثابت |

كاش مي شد ( از مریم حیدر زاده )
 

كاش مي شد سرزمين عشق را
در ميان گامها تقسيم كرد
كاش مي شد با نگاه شاپرك
عشق را بر آسمان تفهيم كرد
كاش مي شد با دو چشم عاطفه
قلب سرد آسمان را ناز كرد
كاش مي شد با پري از برگ ياس
تا طلوع سرخ گل پرواز كرد
كاش ميشد با نسيمشامگاه
برگ زرد ياس ها را رنگ كرد
كاش مي شد با خزان قلبها
مثل دشمن عاشقانه جنگ كرد
كاش ميشد در سكوت دشت شب
ناله غمگين باران را شنيد
بعد دست قطره هايش را گرفت
تا بهار آرزو ها پر كشيد
كاش مي شد مثل يك حس لطيف
لا به لاي آسمان پر نور شد
كاش ميشد چادر شب را كشيد
از نقاب شوم ظلمت دور شد
كاش مي شد از ميان ژاله ها
جرعه اي از مهرباني را چشيد
در جواب خوبها جان هديه داد
سختي و نامهرباني را نديد
كاش ميشد با محبت خانه ساخت
يك اطاقش را به مرواريد داد
كاش مي شد آسمان مهر را
خانه كرد و به گل خورشيد داد
كاش ميشد بر تمام مردمان
پيشوند نام انسان را گذاشت
كاش مي شد كه دلي را شاد كرد
بر لب خشكيده اي يك غنچه كاشت
كاش ميشد در ستاره غرق شد
در نگاهش عاشقانه تاب خورد
كاش مي شد مثل قوهاي سپيد
از لب درياي مهرش آب خورد
كاش ميشد جاي اشعار بلند
بيت ها راساده و زيبا كنم
كاش مي شد برگ برگ بيت را
سرخ تر از واژه رويا كنم
كاش ميشد با كلامي سرخ و سبز
يك دل غمديده را تسكين دهم
كاش ميشد در طلوع باس ها
به صنوبر يك سبد نسرين دهم
كاش ميشد با تمام حرف ها
يك دريچه به صفا را وا كنم
كاش ميشد در نهايت راه عشق
آن گل گم گشته را پيدا كنم

 

نوشته شده توسط آرام در دوشنبه شانزدهم اردیبهشت 1387 ساعت 10:45 | لینک ثابت |

تا قيامت ( از مزیم حیدر زاده )

 

من ميگم بهم نگاه كن
تو ميگي كه جون فدا كن
من ميگم چشمات قشنگه
تو ميگي دنيا دو رنگه
من ميگم دلم اسيره
تو ميگي كه خيلي ديره
من ميگم چشمات و واكن
تو ميگي من و رها كن
من ميگم قلبم رو نشكن
تو ميگي من مي شكنم من ؟
من ميگم دلم رو بردي
تو ميگي به من سپردي ؟
من ميگم دلم شكسته است
تو ميگي خوب ميشه خسته است
من ميگم بمون هميشه
تو ميگي ببين نمي شه
من ميگم تنهام مي ذاري
تو ميگي طاقت نداري
من ميگم تنهايي سخته
تو ميگي اين دست بخته
من ميگم خدا به همرات
تو ميگي چه تلخه حرفات
من ميگم كه تا قيامت
برو زيبا به سلامت
من ميگم خدا به همرات
تو ميگي چه تلخه حرفات
من ميگم كه تا قيامت
برو زيبا به سلامت

 
 
راستی دوستان گلم اگه کسی خسته شده از آپ هایی که من از خانم حیدر زاده میزارم بگید تا دیگه آپ هایم رو عوض کنم.
ممنونم از حضور مهربانتون
موفق باشید و پایدار
یا علی
آرزومند آرزوهای شما
آرام
 
 
 
نوشته شده توسط آرام در دوشنبه نهم اردیبهشت 1387 ساعت 18:40 | لینک ثابت |

اين روزا ( از مریم حیدر زاده به همراه عکسشون )
 

اين روزا عادت همه رفتن ودل شكستنه
درد تموم عاشقا پاي كسي نشستنه
اين روزا مشق بچه ها يه صفحه آشفتگيه
گرداي رو آينه ها فقط غم زندگيه
اين روزا درد عاشقا فقط غم نديدنه
مشكل بي ستاره ها يه كم ستاره چيدنه
اين روزا كار گلدونا از شبنمي تر شدنه
آرزوي شقايقا يه شب كبوتر شدنه
اين روا آسمونمون پر از شكسته باليه
جاي نگاه عاشقت باز توي خونه خاليه
اين روزا كار آدما دلهاي پاك رو بردنه
بعدش اونو گرفتن و به ديگري سپردنه
اين روزا كار آدما تو انتظار گذاشتنه
ساده ترين بهانشون از هم خبر نداشتنه
اين روزا سهم عاشقا غصه و بي وفاييه
جرم تمومشون فقط لذت آشناييه
اين روزا توي هر قفس يكي دو تا قناريه
شبها غم قناريها تو خواب خونه جاريه
اين روزا چشماي همه غرق نياز شبنمه
رو گونه هر عاشقي چند قطره بارون غمه
اين روزا ورد بچه ها بازي چرخ و فلكه
قلباي مثل دريامون پر از خراش و تركه
اين روزا عادت گلها مرگ و بهونه كردنه
كار چشماي آدما دل رو ديونه كردنه
اين روزا كار رويامون از پونه خونه ساختنه
نشونه پروانگي زندگي ها رو باختنه
اين روزا تنها چارمون شايد پرنده مردنه
رو بام پاك آسمون ستاره رو شمردنه
اين روزا آدما ديگه تو قلب هم جا ندارن
مردم ديگه تو دلهاشون يه قطره دريا ندارن
اين روزا فرش كوچه ها تو حسرت يه عابره
هر جا يكي منتظر ورود يه مسافره
اين روزا هيچ مسافري بر نمي گرده به خونه
چشاي خسته تا ابد به در بسته مي مونه
اين روزا قصه ها همش قصه دل سوزوندنه
خلاصه حرف همه پر زدن و نموندنه
اين روزا درد آدما فقط غم بي كسيه
زندگيشون حاصلي از حسرت و دلواپسيه
اين روزا خوشبختي ما پشت مه نبودنه
كار تموم شاعرا فقط غزل سرودنه
اين روزا درد آدما داشتن چتر تو بارونه
چشماي خيس و ابريشون همپاي رود كارونه
اين روزا دوستا هم ديگه با هم صداقت ندارن
يه وقتا توي زندگي همديگر و جا مي ذارن
جنس دلاي آدما اين روزا سخت و سنگيه
فقط توي نقاشيا دنيا قشنگ و رنگيه
اين روزا جرم عاشقي شهر دل و فروختنه
چاره فقط نشستن و به پاي چشمي سوختنه
اسم گلا رو اين روزا ديگه كسي نمي دونه
اما تو تا دلت بخواد اينجا غريب فراوونه
اين روزا فرصت دلا براي عاشقي كمه
زخماي بي ستاره ها تشنه ياس مرهمه
اين روزا اشك مون فقط چاره ي بي قراريه
تنها پناه آدما عكساي يادگاريه
اين روزا فصل غربت عشق و يبدهاي مجنونه
بغضاي كال باغچه منتظر يه بارونه
اين روزا دوستاي خوبم همديگر رو گم ميكنن
دلاي پاك و ساده رو فداي مردم ميكنن
اين روزا آدما كمن پشت نقاب پنجره
كمتر ميبيني كسي رو كه تا ابد منتظره
مردم ما به همديگه فقط زود عادت مي كنن
حقا كه بي وفايي رو خوب هم رعايت ميكنن
درسته كه اينجا همه پاييزا رو دوست ندارن
پاييز كه از راه ميرسه پا روي برگاش مي ذارن
اما شايد تو زندگي يه بغض خيس و كال دارن
چند تا غم و يه غصه و آرزوي محال دارن
اين روزا بايد هممون براي هم سايه باشيم
شبا يه كم دلواپس كودك همسايه باشيم
اون وقت دوباره آدما دستاشون رو پل ميكنن
درداي ارغواني رو با هم تحمل مي كنن
اگه به هم كمك كنيم زندگي ديدني ميشه
بر سر پيمان مي مونن دوستاي خوب تا هميشه
اما نه فكر كه ميكنم اين كار يه كار ساده نيست
انگار براي گل شدن هنوز هوا آماده نيست

 

 

نوشته شده توسط آرام در پنجشنبه پنجم اردیبهشت 1387 ساعت 18:44 | لینک ثابت |

نامه بي جواب ( از مریم حیدرزاده )

سلام بهونه قشنگ من براي زندگي
آره باز منم همون ديوونه ي هميشگي
فداي مهربونيات چه مكني با سرنوشت
دلم برات تنگ شده بود اين نامه رو واست نوشت
حال من رو اگه بخواي رنگ گلاي قاليه
جاي نگاهت بد جوري تو صحن چشمام خاليه
ابرا همه پيش منن اينجا هوا پر از غمه
از غصه هام هر چي بگم جون خودت بازم كمه
ديشب دلم گرفته بود رفتم كنار آسمون
فرياد زدم يا تو بيا يا من و پيشت برسون
فداي تو! نمي دوني بي تو چه دردي كشيدم
حقيقت رو واست بگم به آخر خط رسيدم
رفتي و من تنها شدم با غصه هاي زندگي
قسمت تو سفر شد و قسمت من آوارگي
نمي دوني چه قدر دلم تنگه براي ديدنت
براي مهربونيات نوازشات بوسيدنت
به خاطرت مونده يكي هميشه چشم به راهته
يه قلب تنها و كبود هلاك يه نگاهته
من مي دونم همين روزا عشق من از يادت ميره
بعدش خبر ميدن بيا كه داره دوستت ميميره
روزات بلنده يا كوتاه دوست شدي اونجا با كسي
بيشتر از اين من و نذار تو غصه و دلواپسي
يه وقت من و گم نكني تو دود اون شهر غريب
يه سرزمين غربته با صد نيرنگ و فريب
فداي تو يه وقت شبا بي خوابي خستت نكنه
غم غريبي عزيزم زرد و شكستت نكنه
چادر شب لطيف تو از روت شبا پس نزني
تنگ بلور آب تو يه وقت ناغافل نشكني
اگه واست زحمتي نيست بر سر عهد مون بمون
منم تو رو سپردم دست خداي مهربون
راستي ديروز بارون اومد من و خيالت تر شديم
رفتيم تو قلب آسمون با ابرا همسفر شديم
از وقتي رفتي آسمونمون پر كبوتره
زخم دلم خوب نشده از وقتي رفتي بد تره
غصه نخور تا تو بياي حال منم اين جوريه
سرفه هاي مكررم مال هواي دوريه
گلدون شمعدوني مونم عجيب واست دلواپسه
مثه يه بچه كه بار اوله ميره مدرسه
تو از خودت برام بگو بدون من خوش ميگذره ؟
دلت مي خواد مي اومدم يا تنها رفتي بهتره
از وقتي رفتي تو چشام فقط شده كاسه خون
همش يه چشمم به دره چشم ديگم به آسمون
يادت مي آد گريه هامو ريختم كنار پنجره
داد كشيدم تو رو خدا نامه بده يادت نره
يادت ميآد خنديدي و گفتي حالا بذار برم
تو رفتي و من تا حالا كنار در منتظرم
امروز ديدم ديگه داري من رو فراموش مي كني
فانوس آرزوهامونو داري خاموش ميكني
گفتم واست نامه بدم نگي عجب چه بي وفاست
با اين كه من خوب مي دونم جواب نامه با خداست
عكساي نازنين تو با چند تا گل كنارمه
يه بغض كهنه چند روزه دائم در انتظارمه
تنها دليل زندگي با يه غمي دوست دارم
داغ دلم تازه ميشه اسمت و وقتي مي آرم
وقتي تو نيستي چه كنم با اين دل بهونه گير
مگه نگفتم چشمات رو از چشم من هيچ وقت نگير
حرف منو به دل نگير همش مال غريبيه
تو رفتي و من غريب شدم چه دنياي عجيبيه
زودتر بيا بدون تو اينجا واسم جهنمه
ديوار خونمون پر از سايه ي غصه و غمه
تحملي كه تو دادي ديگه داره تموم ميشه
مگه نگفتي همه جا ماله مني تا هميشه
دلم واست شور مي زنه اين دل و بي خبر نذار
تو رو خدا با خوبيات رو هيچ دلي اثر نذار
فكر نكني از راه دور دارم سفارش ميكنم
به جون تو فقط دارم يه قدري خواهش ميكنم
اگه بخوام برات بگم شايد بشه صد تا كتاب
كه هر صفحه ش قصه چند تا درده و چند تا عذاب
مي گم شبا ستاره ها تا مي تونن دعات كنن
نورشونو بدرقه پاكي خنده هات كنن
يه شب تو پاييز كه غمت سر به سر دل مي ذاره
مريم همون كسي كه بيشتر از همه دوست داره

 

 

نوشته شده توسط آرام در پنجشنبه بیست و نهم فروردین 1387 ساعت 17:15 | لینک ثابت |

عاشقانه های منو و دفتر شعرم (1)

 

  به نام آنکه تو را آفرید تا به یاد تو و نام تو زندگی کنم

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط آرام در شنبه هفدهم فروردین 1387 ساعت 14:47 | لینک ثابت |

تبریک بر دوستان
سلام دوستانم

پیشاپیش چهارشنبه سوریتان مبارک امیدوارم چهارشنبه سوری خوب و بی خطری داشته باشید

   

و پیشاپیش سال نویتان مبارک ایشا الله سال خوب وخوشی به  همراه عزیزانتان داشته باشید وبه هرچه که دوست دارید برسید و موفق تر از سال های پیشتان باشید

سر سبزترین بهار تقدیم تو باد

آوای خوش,هزار بار تقدیم تو باد

گویند که لحظه ایست روییدن عشق

آن لحظه هزار بار تقدیم تو باد

 

نوروزتان همراه با شکفتن بهار آرزوهایتان مبارک باد

 

نوشته شده توسط آرام در دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386 ساعت 9:54 | لینک ثابت |

عاشقانه های منو و دفتر شعرم

***دوست ندارم بگم دوستت دارم          دوست دارم بدانی که دوستت دارم***


ادامه مطلب
نوشته شده توسط آرام در پنجشنبه بیست و سوم اسفند 1386 ساعت 17:56 | لینک ثابت |

مطالب علمی جالب

 راهکار جالب برای تشخیص جنسیت کودک

 

آیا فرزندم دختر است؟
دانستن جنسیت نوزاد قبل از تولد خواسته هر انسانی است برای هر کس جالب و برای مادر و پدر آینده، لذت بخش،پس با دانستن این نکات و مشاهده انها می توانیم پی ببریم که کودک آینده تان دختر خواهد بود.

نکاتی که سلامت نیوز به انها اشاره دارد برای تشخیص دختر بودن فرزندتان به شرح زیر است:
-چاقی شما از ناحیه ران و قفسه سینه است.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط آرام در چهارشنبه پانزدهم اسفند 1386 ساعت 17:26 | لینک ثابت |

عشق به خدا
نوشته شده توسط آرام در دوشنبه سیزدهم اسفند 1386 ساعت 23:18 | لینک ثابت |

تسلیت
سلام دوستان مهربانم

اربعین حسینی بر همه ی شما عزیزان تسلیت باد.

امیدوارم مرا هم در دعاهاتون به یاد داشته باشید.

دوستار شما :

                   آرام

نوشته شده توسط آرام در چهارشنبه هشتم اسفند 1386 ساعت 23:4 | لینک ثابت

عشق آسمانی و زمینی (به گفته دوستم بازتاب در نظر خواهی)
 
 
ای جاودانه ترین

 آنگاه که عشق زمینی را تجربه میکردم  دلم چیزی فراتر  میخواست  خط بطلان بر تمام  آنها کشیدم و

دل در گرو عشق تو سپردم.

نوری از عشق تو مرا  در بر گرفت  چه عشقی و چه حلاوتی   چه نعمتی ....

عشقت را از من دریغ مکن........


ادامه مطلب
نوشته شده توسط آرام در دوشنبه ششم اسفند 1386 ساعت 19:10 | لینک ثابت |

بی وفایی ( به گفته دوستم بابایی در نظر خواهی )
تو چشمتون چه قصه هاست نگاهتون چه آشناست گاه بپرسین از دلم میگم رفتار شماست

نگاهتون پیش منه حواستون جای دیگست خیالتون اینجا که نیست پیش یه رسوای دیگست

نفس نفس تو سینه ام عطر نفسهای شماست اگر که قابل بدونین خونه دل جای شماست

میمیرم از حسادت دلی که دلدار شماست کاش میدونستم اون کیه که این روزا یار شماست

خوشا به حال اون کسی که توی رؤیای شماست شما گناهی ندارین این روزا بی وفاست تو

خلوت شبونه ام خالی فقط جای شماست تو جام می تموم شب نقش دو چشمای شما .


ادامه مطلب
نوشته شده توسط آرام در پنجشنبه دوم اسفند 1386 ساعت 22:6 | لینک ثابت |

نظر خواهی
سلام دوستان عاشقم .

می خواستم از شما دوستان نظر خواهی کنم و بپرسم شما چه مطلبی رو دوست دارید        

تا من برایتان در این وب سایت قرار دهم . میخواستم خودم چیزی رو به انتخاب خودم بزارم .    

ولی نمی دونستم در مورد چی بنویسم بهتره . می خوام این بارو شما نظر بدید .                         

و  بگید: در مورد چه چیزی بنویسم .و آپ پاینی برای این کردم که خودم خیلی ازش خوشم آمد.

منتظر نظرهای زیبایتان هستم.

موفق و عاشق و سر زنده باشید.

علی یارتان

خدانگهدار

نوشته شده توسط آرام در شنبه بیست و هفتم بهمن 1386 ساعت 1:7 | لینک ثابت |


آنگاه که غرور کسی را له می کنی،

 

آنگاه که کاخ آرزوهای کسی را ویران می کنی،

 

آنگاه که شمع امید کسی را خاموش می کنی،

 

آنگاه که بنده ای را نادیده می انگاری ،

 

آنگاه که حتی گوشت را می بندی تا صدای خرد شدن غرورش را نشنوی،

 

آنگاه که خدا را می بینی و بنده خدا را نادیده می گیری ، می خواهم بدانم،دستانت را بسوی کدام

 

آسمان دراز می کنی تا برای خوشبختی خودت دعا کنی؟

 

بسوی کدام قبله نماز می گزاری که دیگران نگزارده اند؟

 

 

 

نوشته شده توسط آرام در شنبه بیست و هفتم بهمن 1386 ساعت 0:57 | لینک ثابت |

روز عشاق مبارک
سلام دوستان عاشق عزیزم ، امیدوارم خوب باشید .

آمدم بگویم ::: ولنتاینتان مبارکامیدوارم هدیه های خوبی رو دریافت کنید

روز عشاق مبارک این روز بر تمامی عاشقان و معشوقان و لیلی ها و مجنون ها مبارکککککککککککککک

از طرف خواهر کوچیکه همتون

 

نوشته شده توسط آرام در پنجشنبه بیست و پنجم بهمن 1386 ساعت 0:1 | لینک ثابت

اينجا تهران است ...شهر زنان و دختران شاغل و مردان و پسران بيكار(البته امیدوترم به کسی بر نخوره)
اين‌جا تهران است‌؛ دختران خاله‌بازي نمي‌كنند‌، مادر نمي‌شوند و ني‌ني ندارند تا روي پا برايش لالايي بخوانند.
اين‌جا دختران از كودكي رئيس و مدير عامل شركت مي‌شوند؛ يا از صبح تا غروب در فروشگاه اندر خرج كردن پول‌اند.
اين‌جا تهران است؛ درس ميخواني كه كنكور قبول شوي، انتخاب رشته مي‌كني تا وارد شوي؛ حتي اگر رشته‌ات هيچ تشابهي به ويژگي‌هاي جسمي و روحي‌ات نداشته باشد. اين‌جا اگر ليسانس نباشي يعني بي‌سوادي؛ پس اين‌جا تهران است. ازدواج نمي‌كني چون مي‌خواهي كار كني، بچه‌دار نمي‌شوي كه ارتقاء درجه بيابي‌ و كودك را صبح‌هاي زود به مهد مي‌سپاري تا پول در‌آوري.
مهم مهارت، استعداد و نياز نيست، مهم مدرك است.
اين‌جا تهران است؛ دختران بيشتر درس مي‌خوانند تا دانشگاه بروند، دانشگاه مي‌روند تا شوهر بهتري بيابند، مدرك بالاتري مي‌گيرند تا با مردي با مدارك بالاتر ازدواج كنند.
اين‌جا تهران است؛ دختران درس مي‌خوانند و پسران پشت كنكور مي‌مانند و پس از سربازي وارد بازار كار مي‌شوند.
اين‌جا تهران است؛ سن ازدواج بالا رفته، چون دختران مدرك بالاتري از پسران دارند و حاضر نيستند با مدارك پايين‌تر از خود ازدواج كنند. اين‌جا دختران مهندس و دكتر مي‌شوند و پسران كارگر.
اين‌جا تهران است؛ شهر مدرك‌گرايي. نيازمندي روزنامه‌ها را كه ورق مي‌زني همه منشي خانم حداقل مدرك ليسانس با روابط عمومي بالا مي‌خواهند!

اين‌جا تهران است؛ شهر شلوغي و ازدحام. صبح كه از خانه بيرون مي‌روي زنان زيادي در صف اتوبوس يا در انتظار تاكسي ايستاده‌اند. سوار اتوبوس كه مي‌شوي بيش از نيم آن‌را زنان پر كرده‌اند.

اين‌جا تهران است؛ شهر دود و ترافيك. پشت چراغ قرمز ماندن جزئي از عادات روزانه شده است حتي اگر روزي به ترافيك نخوري ممكن است جوش بزني يا سرديت كند چون مزاجت از عادت خارج شده است. به خيابان‌ها نگاه مي‌كني. ماشين‌هاي تك‌سرنشين فراوان‌اند. مخصوصا پ‍ژوهاي 206 كه زنان مايه‌دار سوار شده‌اند.
اين‌جا تهران است؛ شهر گراني. كار مي‌كني كه پول درآوري، پول در مي‌آوري كه خرج كني، خرج مي‌كني كه كم نياوري. اين‌جا لباسي را دو بار در مجالس پوشيدن تحريم شده است توسط زنان. پس بايد كار كرد تا ...
اين‌جا تهران است؛ صبح زود زنان و دختران سر كار مي‌روند و مردان سر چهار راه‌ها يا در ميان تبليغات نيازمندي روزنامه‌ها اندر پي كارند.
اين‌جا تهران است؛ كار مي‌كني كه وام بگيري، وام مي‌گيري كه خانه بخري، وام مي‌گيري كه ماشين بخري، وام مي‌گيري كه اثاثيه مدرن‌تر بخري و... كار مي‌كني كه تا ابد الدهر قسط‌هايت را پرداخت كني؛ تا مقابل نو نوار كردن‌هاي آبجي خانوم و دختر خاله و خواهر شوهر كم نياوري.
اين‌جا تهران است؛ ظهرها از خانه‌ها بوي غذاي گرم نمي‌آيد، اين صداي پيك‌هاي موتوريست كه كشلقمه‌(پيتزا) فروشي مي‌كنند. اين‌جا زنان مهارت‌شان به جاي آشپزي در پيدا كردن بهترين فست‌فود فروشي است.
اين‌جا تهران است؛ مردها در را به روي زنان‌شان مي‌گشايند و خسته نباشي مي‌گويند؛ كودك هم پيش از مادر به منزل رسيده است و روي تختش از گرسنگي خوابش برده.

و اين‌جا تهران است... شهر زنان و دختران شاغل و مردان و پسران بيكار.

 و بگفته دوستم ج.ش جان   اینجا تهران است هر کس به فکر خودش است.

 و بگفته دوستم قاصدک جان   تهران شهر مردم مدرک طلب دانش گریزه.

و بگفته دوستم مازیار جان   تهران شهر پر از ازدحام و نا هنجاری هست از همه لحاظ جایی برای ماندن نیست.
 

نظر شما چیه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

  

نوشته شده توسط آرام در چهارشنبه بیست و چهارم بهمن 1386 ساعت 21:28 | لینک ثابت |

دخترانه
 دخترها مثل سیب های روی درخت هستند. بهترین هایشان در بالاترین نقطه

درخت قرار دارند. پسرها نمی خواهند به بهترین ها برسند چون می ترسند

سقوط کنند و زخمی بشوند، بنابراین به سیب های پوسیده روی زمین که خوب

نیستند اما به دست آوردنشان آسان است، اکتفا می کنند. سیب های بالای درخت

فکر می کنند مشکل ازآنهاست درحالی که آنها فوق العاده اند. آنها فقط باید

منتظر آمدن پسری بمانند که آن قدر شجاع باشد که بتواند از درخت بالا بیاید.

نوشته شده توسط آرام در سه شنبه بیست و سوم بهمن 1386 ساعت 0:3 | لینک ثابت |

عکس های عاشقانه (نبینی ضرر می کنی)
نوشته شده توسط آرام در یکشنبه بیست و یکم بهمن 1386 ساعت 14:19 | لینک ثابت |

درد و دل
سلام دوستان من میخواستم بگم . بیایید و با هم دست به دعا شویم .

یکی از دوستانمون که اون هم مثل خیلی ها عاشق هستش و اون طرف هم خیلی دوستش داره چند وقتیه داره با سرطان ریه دست و پنجه نرم میکنه . و همه به او گفته اند که او حالش رو به بهبود است اما اینطور نیست . دکترانش گفته اند او تا آبان ماه سال آینده بیشتر زنده نیست . این آقا بهنام شاعر هستش . و در همین شبها که ما به راحتی روز و شبهایمان را گذراندیم به او یک حمله مغزی شده و او الان در کما . هست بیایید و کمی برای این جوان عاشق . دعا کنیم .

امشب آرزوهاتو رو بال فرشته ها بذار و تا رسیدنشون به آسمون دعا کن . صدای اجابت که به دلت رسید این جوون عاشق و فراموش نکن .

نوشته شده توسط آرام در چهارشنبه هفدهم بهمن 1386 ساعت 0:1 | لینک ثابت |