
وقتي يه بار ازدوست ضربه مي خوري درست مثل اين مي مونه که با ماشين بهت زده و داغونت کرده ولي وقتي مي بخشيش درست مثل اين مي مونه که بهش فرصت دادي تا دنده عقب بگيره و دوباره از روت رد بشه تا مطمئن بشه چيزي ازت نمونده
چقدرسخته توچشای کسی که تمام عشقت رو ازت دزدیدوبه جاش یه زخم همیشگی رو قلبت هدیه داد زل بزنی وبه جای اینکه لبریز کینه ونفرت شی حس کنی که هنوزم دوسش داری.
چقدر سخته دلت بخواد سرت وباز به دیواری تکیه بدی که یه بار زیرآوار غرورش همه وجودت له شده...
چقدر سخته تو خیالت ساعتها باهاش حرف بزنی اماوقتی دیدیش هیچ چیزی جز سلام نتونی بگی...
چقدرسخته وقتی پشتت بهشه دونه های اشک گونه هاتو خیس کنه امامجبورباشی بخندی تا نفهمه که هنوزم دوسش داری
چقدرسخته گل آرزوهاتو توباغ دیگری ببینی وهزار بار توخودت بشکنی و اونوقت آروم زیر لب بگی
گل من باغچه نو
مبارک
|
اگر می دانستی
اگر میدانستی که چقدر دوستت دارم سکوت را فراموش می کردی تمامی ذرات وجودت عشق را فریاد می کرد اگر می دانستی که چقدر دوستت دارم چشمهایم را می شستی و اشکهایم را با دستان عاشقت به باد می دادی اگر می دانستی که چقدر دوستت دارم نگاهت را تا ابد بر من می دوختی تا من بر سکوت نگاه تو رازهای یک عشق زمینی را با خود به عرش خداوند ببرم ای کاش می دانستی اگر می دانستی که چقدر دوستت دارم لحظه ای مرا نمی آزردی که این غریبه تنها ، جز نگاه معصومت پنجره ای و جز عشقت بهانه ای برای زیستن ندارد ای کاش می دانستی اگر می دانستی که جقدر دوستت دارم همه چیز را فدایم می کردی همه ان چیزها که یک عمر بخاطرش رنج کشیده ای و سالها برایش گریسته ای اگر می دانستی که چقدر دوستت دارم همه آن چیزها که در بندت کشیده رها می کردی غرورت را ..... قلبت را ..... حرفت را اگر می دانستی که چقدر دوستت دارم دوستم می داشتی همچون عشق که عاشقانش را دوست می دارد کاش می دانستی که چقدر دوستت دارم و مرا از این عذاب رها می کردی ای کاش تمام اینها را می دانستی
| |
|
| |
|
| |
|
| |