
آیا فرزندم دختر است؟
دانستن جنسیت نوزاد قبل از تولد خواسته هر انسانی است برای هر کس جالب و برای مادر و پدر آینده، لذت بخش،پس با دانستن این نکات و مشاهده انها می توانیم پی ببریم که کودک آینده تان دختر خواهد بود.
نکاتی که سلامت نیوز به انها اشاره دارد برای تشخیص دختر بودن فرزندتان به شرح زیر است:
-چاقی شما از ناحیه ران و قفسه سینه است.
-شکمتان به هندوانه شبیه شده.
-موهایتان هایلایت قرمز رنگ است.
-به میوه و غذای شیرین وآب پرتقال علاقه مند می شوید.
-در دوران حاملگی نسبت به دوران عادی و قبل از حاملگی حال خوبی ندارید.
-صورتتان بیش از پیش جوش می زند.
- اگر حلقه ی ازدواجتان را با نخ روی شکمتان آویزان نگاه دارید، به اطراف خواهد چرخید!
اگر این حالات در شما وجود دارد تبریک می گویم احتمالا کودک شما دختر خواهد بود!ولی نباید فراموش کرد که این نکات فقط تجربی بوده و امکان اشتباه در آنها هست!
———————————————
آیا فرزندم پسر است؟
دانستن جنسیت نوزاد قبل از تولد خواسته هر انسانی است برای هر کس جالب و برای مادر و پدر آینده لذت بخش ،پس با دانستن این نکات و مشاهده انها می توانیم پی ببریم که کودک آینده تان پسر خواهد بود.
نکاتی که سلامت نیوز به انها اشاره دارد برای تشخیص پسر بودن فرزندتان به شرح زیر است:
-به پروتئین ها علاقه مند شده اید.
-شکمتان جائی که است که شما از آن ناحیه چاق شده اید.
-پاهایتان از قبل سردتر شده.
-به غذاهای تند وشور علاقه مند شده اید.
-جالب است بدانید اگر کودک پسر باشد،پدر نیز همراه مادر شروع به چاق شدن می کند!
-حامله بودن برایتان خوشآیند است.
-حلقه ازدواجتان را با نخ روی شکمتان آویزان نگاه دارید، اگر پسر باشد دایره دایره می چرخد!
-شکمتان شبیه توپ بسکتبال شده.
اگر این حالات در شما وجود دارد تبریک می گویم احتمالا کودک شما پسر خواهد بود!ولی نباید فراموش کرد که این نکات فقط تجربی بوده و امکان اشتباه در آنها هست!
اكثر مادرها وقتي بچهشون اولين كلمه را ميگه، فكر ميكنن، مسئوليت بزرگي به عهدهشون گذاشته شده، چون دارن يك كودك نابغه را تربيت ميكنن…
تو بوق و كرنا ميكنن، دار دار خبردار، ايهاالناس جمع بشين كه بچه من گفت مامان!!!
اما به راستي تو چند صد تا بچه يك كودك استثنايي يا نابغه به دنيا ميآيد؟! وقتي با هزار نيروي عقلاني خودمونو توجيه كرديم كه اين يكي با بقيه فرق ميكنه و با شك و ترديد زنگ خونشونو زديم، ظواهر امر چيزي را ثابت نميكرد، هميشه فكر ميكردم اين بچهها بايد شرايط خاصي داشته باشن… اما خبري نبود همهچيز عادي عادي… اما نه، وقتي كودك سه سال و نيم لب به سخن گشود، ديديم واقعا اين يكي با بقيه فرق داره، اون هم يك فرق اساسي، به طوري كه تمام زندگي خانواده را معطوف خود كرده، اما چه فايده؟! آناهيتا كودك نابغه به جاي اينكه در شرايط خاص محيطي، آموزشي بزرگ شود و از بهترين امكانات رفاهي بهره ببره، در خانهاي در جنوب شهر تهران و وسايلي كاملا معمولي و امكانات جزيي و البته پشتكار و تلاش بيدريغ مادر پرورش مييابه. او هم اكنون كلاس چهارم ابتدايي را تمام كرده و وارد كلاس پنجم ميشه، هر متني را به راحتي آب خوردن ميخونه، قادر به خواندن اشعار يا متنها به صورت متضاد هم است.اين بچه آخر IQاست، اگرIQ تمام آدمها بين 90 تا 110 بايد باشه تو آخرين تست هوشي كه از او گرفته شده يعني سه سالگي، دكتر بهشون گفته: چه نشستهايد كه كودك شما جدي جدي نابغه است و IQ داره برابر 140.با شهناز شكري مادر آناهيتا صحبت كرديم كه شايد به ما هم كمك كنه براي داشتن يك بچه نابغه!!
چطور شد كه متوجه هوش آناهيتا شديد؟
شكري: چون ازدواج من و همسرم فاميلي بود، هميشه شوخي ميكرديم و ميگفتيم: بچههامون يا عقبمونده ميشن يا نابغه. در دوران بارداري آزمايشها نشون نميداد بچه مشكلي داشته باشه، از همون دوران سعي ميكردم ارتباط نزديكي باهاش برقرار كنم، مدام صحبت ميكردم، برايش موسيقيهاي كلاسيك و سنتي ميذاشتم و عكسالعملش را مقايسه ميكردم، به همين ترتيب ارتباطش با دنياي اطراف قوي شد. وقتي هم به دنيا آمد هنگام لباس پوشيدن بهش ميگفتم حالا اينكه ميخوام تنت كنم بلوزته، حالا دست راستتو بده به من، حالا دست چپ و… تو همه كارها اونو هم شركت ميدادم.
كي زبون باز كرد؟
شكري: در شش ماهگي اولين كلمه را گفت، مامان البته نه كامل به صورت ماماما…
در هفت ماهگي بابا و در يازده ماهگي نزديك 24 لغت رو كامل ادا ميكرد. وقتي ديدم ارتباطش با محيط اينقدر بالاست، آروم آروم و فقط از روي كنجكاوي آموزش رو شروع كردم. چند حرف انگليسي رو نوشتم ديدم خيلي سريع داره ياد ميگيره، بعد يكساله كه شد رفتم سراغ كتاب اشكال، يادگيريش برام خيلي عجيب بود. براي همين كتاب فارسي اول ابتدايي را گرفتم و با اون پيش رفتيم. مثلا چند تا عكس ميذاشتم اسماشونو زيرش مينوشتم، وقتي نشون ميدادم، اسم زيرش را ميخواند بعد از مدتي، عكسها را برداشتم، اسمها رو جابجا مينوشتم، خيلي راحت ميخواند. وقتي ديدم كتاب فارسي رو تا اين اندازه خوب ياد ميگيره من كه با ترديد جلو ميرفتم، مطمئن شدم و آناهيتا رو پيش روانپزشك بردم اما همه معترض ميشدن كه چرا اينقدر باهاش كار ميكنم، ميگفتن نبايد بهش زياد فشار بياري تا اينكه رفتم پيش دكتر جليلي – عضو انجمن پزشكان برتر دنيا در آموزش كودكان – ايشون برخلاف دكترهاي ديگه معتقد بود، آناهيتا ضريب هوشي بسيار بالايي داره بايد باهاش خوب كار كرد، ميگفت تا دو سالگي، تمام ارتباطات مغزش زنده است، شما با هر قسمتي از مغزش كه كار كنين زنده ميمونه و با هر قسمتي كه كار نكنين آروم آروم تحليل ميره و اين بزرگترين دلگرمي بود براي من كه احساس ميكردم نكنه آدم خودخواهي باشم و به خاطر اينكه فكر ميكنم يه بچه نابغه دارم، اذيتش ميكنم و ضربه ميزنم.
بعد از آن، آموزشها را زير نظر پزشك دنبال كرديد؟
شكري: نه، باز خودم ادامه دادم، دكتر جليلي معتقد بود، خوب كار ميكنم. بيشتر آموزشها عملي و تو محيط بيرون بود، مثلا پارك ميرفتيم در مورد گلها، خاك، حيوانات و هر چي ميديدم برايش توضيح ميدادم، آنهم با چه اشتياقي، مثل اينكه براي اولين بار بود كه ميديدم.
آناهيتا بر اساس پيشبيني و ارزيابي پزشك پيش رفت؟
شكري: دكتر جليلي پيشبيني كرده بود، سه سال و نيم كه بشه بايد كلاس اول را شروع كنه در حاليكه اين اتفاق دو سال و پنج ماهه كه بود افتاد. او در سن هفت يا هشت سالگي ديپلم ميگيره.
همسرتان چطور؟ به شما كمك نميكرد؟
شكري: چرا، بنده خدا وقتي شبها خسته از سركار ميآمد تازه شروع ميشد، هر چي از صبح ياد گرفته بود رو مرور ميكرد، هميشه به او ميگم اگه منم اينطوري تشويق ميكردي حتما تا الان سه ، چهار تا دكتري گرفته بودم.
تحصيلات شما و همسرتان چيه؟
شكري: من كارشناس تاريخ هستم و او كارشناس حسابداري.
چند درصد هوش آناهيتا ارثي و چند درصد به آموزش مربوطه؟
شكري: دكتر ميگه: 70 درصد ارثي است و تنها 30 درصد به آموزش ربط داره.
الان كلاس چندم است؟
شكري: كلاس چهارم ابتدايي رو تموم كرد.
توان نوشتن هم داره؟
شكري: تا حدودي بله، ضمن اينكه بالاتر از 130 تا شعر حفظ كرده، حافظهاش پذيرش دامنه لغات بسيار وسيعي داره، بچهاي كه سه سال رو تموم ميكنه بايد 900 كلمه بگه اما آناهيتا در دو سال و پنج ماهگي 1920 كلمه ميگفت.
الان چه اطلاعات ديگهاي داره؟
شكري: در خصوص رنگهاي اصلي و فرعي، مثلا چه رنگهايي سبز را ميسازن، دستهبندي حيوانات مثلا سختپوستان، اهلي، وحشي، در خصوص زيستگاه و خوراكشان و…
ضمن اينكه عاشق ستارهشناسي است و به فرهنگسراي نياوران ميريم براي آموزش ستارهشناسي، حالا منتظر يك شب صاف هستيم تا او را به رصدخانه ببريم.
كلاس ورزش هم ميرود؟
شكري: بله ژيمناستيك، اسكيت، شطرنج هم يك شب در ميان با پدرش كار ميكند، كلاس ارف هم به آن اضافه كنين.
آناهيتا رو به آموزش و پرورش و يا موسسات دولتي ديگه معرفي كرديد؟
شكري: بله اما چه فايده، رفتم بهزيستي گفتم چنين بچهاي دارم چه امكاناتي براي او وجود دارد؟ گفتن: هيچي، ما براي بچههايي كه ناتوان هستند، امكانات جزيي داريم.
آموزش و پرورش و مركز استعدادهاي درخشان هم گفتن از كلاس پنجم به بالا آموزش داريم. الان سنش نرسيده. ضمن اينكه منو سرزنش كردند چرا تو كارشان دخالت كردم نبايد آموزش رو شروع ميكردم بايد اجازه ميدادم مثل بچههاي ديگه رشد كنه گفتم اونوقت چه فرقي بين كودك نابغه و عادي وجود داره؟ حتي براي تست هوش رفتم بهزيستي گفتن بايد از وزارت كشور يا استعدادهاي درخشان نامه بياري، وقتي زنگ زدم جواب دادن: بگذاريد پنج سالش بشه، با بچههاي كلاس اولي ثبتنام كنه سركلاسها نياد و بعد آخر سال امتحان بده اگه نمرههاش خوب بود ميفرستيم تست هوش…
آخه با اين همه مانع چطور يك بچه نابغه ميتونه پيشرفت كنه؟!غير از آموزش، محيط و شرايط هم دخيل است؟
شكري: تغذيه اهميت ويژهاي داره، من خيلي از مادرها رو ديدم خوراكيهاي جورواجور مثل پفك و كيك ميخرند اما من شايد ماهي دوبار اين كار را انجام ميدم. محيط هم صددرصد موثره… محيطي بدون تنش و آروم.
شما به مادران مشاوره نميدهيد؟
شكري: تا چند وقت پيش خيليها زنگ ميزدن، از شهرهاي مختلف، من هم هر كاري ميكردم به اونها هم ميگفتم، اما تقريبا هيچكدوم جواب نگرفتن، به طوري كه الان كسي زنگ نميزنه. من گفتم كه 70 درصد به ژن بچه مربوط ميشود و ارثي است. هيچگاه يك بچه نرمال را با آموزش نميشه نابغه كرد حتي برعكس ممكنه ضربه هم بخوره. يك كودك نابغه مثل يك دونه گندم ميمونه كه اگه بكاريم تو بيابون هيچي بار نميده و اگه در زمين معمولي بكاريم محصول خوبي ميده و اگر بكاريم در بهترين زمين با بهترين كود و آبياري خوب يك محصول استثنايي تحويل ميگيريم، پس در وهله اول بچه بايد مايه اوليه رو داشته باشه.
كلاس چهارم را هم چنان در منزل با آناهيتا كار ميكنيد؟
شكري: بله، فقط براي آزمايشهاي علوم آموزش و پرورش و استعدادهاي درخشان و انجمن ملي نوابغ اجازه ندادن از آزمايشگاه علوم استفاده كنه، اما اين مشكل را فرهنگسراي خاوران حل كرد و اجازه داد آناهيتا همراه با بچههاي ابتدايي به آزمايشگاه بره.
در آخر، مطلبي مانده از استعدادهاي آناهيتا كه نگفته باشيد؟
شكري: تواناييهاي او بالاتر از اينهاست كه بتونم توضيح بدم، فراموش كردم استعداد عجيبش در مورد تشخيص صداي استاد شجريان، همايون، ساز عليزاده، كلهر و… را بگويم گروه سنتي و سازها رو بهخوبي ميشناسه، حالا قراره هفتهاي يك بار تحت نظر پزشك باشه و تست شود. همين جا ميخوام از خانواده خودم تشكر كنم از مادر و پدرم كه هر وقت به كرمانشاه ميرفتيم با صبوري با او كار ميكردن و همهجوره ما رو ياري كردن، همينطور همسرم شهاب كه من و آناهيتا رو جدي گرفت. در آخر خدا رو به خاطر اين نعمت شكر ميكنم و از شما متشكرم.
فضانورد روسي در تهران
براي نخستين بار، مركز علوم و ستاره شناسي تهران (وابسته به شهرداري منطقه يك) ميزبان يكي از فضانوردان جهاني خواهد بود كه همزمان با پنجاهمين سالگرد پرتاب نخستين ماهواره به فضا، به كشورمان سفر كرد.
گئورگي ميخائيلويچ گرچكو در 25 مي 1931 در لنينگراد به دنيا آمد. در سال 1949 در دبيرستان متوسطه لنينگراد مدرك خود را گرفت و در سال 1955 دانشكده مكانيك نظامي لنينگراد را با درجه مهندسي مكانيك به اتمام رساند. در سال 1967 از دكتراي علوم فني با رسالهاي در مورد محاسبه سامانه فرود لونا 9 و لونا 16 در ماه دفاع كرد. در سال 1975 عضو فعال آكادمي بينالمللي آستروناتيك (فضانوردي) در سال 1975 عضو افتخاري آكادمي علوم چكسلواكي، هفدهم فوريه 1984 دكتراي علوم فيزيك – رياضي عضو آكادمي علم و تجارت بينالمللي دريافت كرده و بيش از 28 مقاله منتشرشده علمي دارد. در سال 1984 كتاب «در كادر سياره» را نوشت. در سال 1959 عنوان مهندس ارشد از سال 1961 رييس گروه بخش هفدهم دفتر شماره يك طراحي و ساخت سامانههاي فضايي و بالاخره در سال 1966 به عنوان رييس گروه آزمايشگر دستگاههاي كيهاني انتخاب شد.از 21 فوريه 1975 مربي درجه سه فضانوردان آزمايشي، از هجدهم مي 1978 مربي درجه دو فضانوردان آزمايشي، از اول ژوئن 1983 مربي درجه يك و معاون بخش انتخاب شد.از 22 مي 1986 دانشكده فيزيك جو فعاليت داشت. ششم ژوئيه 1986 تا اول مارس 1992 سرپرست آزمايشگاه تحقيقات جو زمين از طريق وسايل فضايي.نخستين پرواز فضايي او در يازدهم ژانويه تا نهم فوريه 1975 به عنوان مهندس سفينه سايوز 17 در ايستگاه مداري سالوت 4 صورت گرفت و 29 شبانهروز و سيزده ساعت و نوزده دقيقه و 45 ثانيه طول كشيد.
دومين پرواز فضايي را از دهم دسامبر 1977 به همراه يوري رامانتكو با سايوز 26 در ايستگاه مداري سالوت 6 انجام داد كه پروازي ركوردشكن بود و تا شانزدهم مارس 1978 به مدت 96 شبانهروز و ده ساعت و هفت ثانيه ادامه داشت.پرواز سوم و آخرين سفرش به فضا را هفدهم تا 26 سپتامبر 1985 به عنوان مهندس سفينه سايوز تي 14 در ايستگاه سالوت 7 انجام داد و هشت شبانهروز و 21 ساعت و سيزده دقيقه و شش ثانيه در فضا به سر برد.
گفتني است نمايشگاه فضانوردي در مركز علوم و ستارهشناسي تهران با همكاري فرهنگسراي ملل و سيروس برزو كه سالها در زمينه نجوم و فضا تحقيق انجام داده و با فضانوردان زيادي از روسيه آشنا ميباشد اين نمايشگاه برگزار شد..