تبليغاتX
به نام تک مکانیک قلبهای تصادفی
عاشقانه های منو و دفتر شعرم (1)

 

بیا که بی تو دنیا دیگه رنگی نداره          نم نم بارون دیگه برام آهنگی نداره

 

وقتی خدا پنجره بهشت باز کرد . از من پرسید: بزرگترین آرزوت چیه؟؟؟؟؟؟

گفتم خدایا همیشه مواظب اونی که داره اینو می خونه باش آخه خیلی عزیزه

 

 

کاش میشد با دو چشم عاطفه          قلب سرد آسمان را ناز کرد

کاش میشد با پری از برگ یاس          تا طلوع سرخ گل پرواز کرد

 

قوری ز قلم   ... قلم ز قوری

تو عشق منی گوگولی مگولی

 

روزی پرسیدمش با بی قراری . که غیر از من کسی را دوست داری؟؟

دو چشمش از خجالت بر هم افتاد. میان گریه هایش گفت :::: آری

 

به نام آنکه عشق را آفرید تا کلید قلبهای عاشق باشد

 

روی گلای نرگس     با یه مداد قرمز     هزار دفعه نوشتم     زندگی بی تو هرگز

 

کاش میشد عشق را تفسیر کرد          کاش میشد عمر را تکثیر کرد

روی این گردونه نامهربان          گرمی مهر تو را تصویر کرد

 

  

نوشته شده توسط آرام در شنبه هفدهم فروردین 1387 ساعت 14:47 | لینک ثابت |